سراج24: به بهانه انتشار کتاب مجلس پنجم که به موضوع استیضاح عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی می پردازد بخش هایی از خاطرات ناطق نوری در دوره ریاست مجلس پنجم درباره اتفاقات مهم این دوره منتشر می شود.
استیضاح عبدالله نوری
وقتی آقای شیخ عبدالله نوری ـ قبل از وزیر شدن ـ وارد مجلس پنجم شد، جناح اقلیت همهی نیروهایش را برای این که ایشان رییس شود، بسیج کرد. در انتخابات ریاست موقت مجلس، فاصلهی آرای ایشان و من بسیار کم بود، شاید ده تا پانزده رأی من بیشتر آوردم. در انتخابات دایمی رییس مجلس هم ایشان کاندید شد، کارگزاران و جریانهای طرفدار ایشان خیلی تلاش کردند تا رأی بیاورد، ولی ابن بار، فاصله آرای من با ایشان بیشتر شد. سپس به عنوان وزیر در دولت آقای خاتمی، معرفی شد و رأی آورد. هر چند مجلس مخالف وی بود، ولی به خاطر مصالح مملکت که خارجیها نگویند چوب لای چرخ دولت جدید میگذارند، علی رغم میل خود به وی رأی دادند.
در دورهی چهارم، نمایندگان مجلس، در زمان آقای هاشمی، طی نامهای از ایشان خواستند تا آقای عبدالله نوری را به عنوان وزیر کشور معرفی نکند، من هم مدارکی خدمت آقای هاشمی دادم و خواستم که عبدالله نوری به مجلس معرفی نشود که ایشان هم پذیرفتند، اما آقای خاتمی در انتخاب وزاریش با من، هیچ مشورتی نکرد. (5)
آقای عبدالله نوری مدتی وزارت کرد، چندین مرتبه هم از او در مجلس سوال شد. معمولا وقتی وزیر پاسخ یک سؤال را میدهد، مینشیند تا نمایندهها بیایند نزد او هم حرف بزنند، اما آقای عبدالله نوری یک بار که برای پاسخ به مجلس آمده بود، به محض تمام شدن حرفش، سرش را پایین انداخت و بیرون رفت. این رفتار به خیلی از نمایندهها برخورد که این خیلی بیاعتنا حرف زد و بیرون رفت.
روز استیضاح ایشان، وقتی صحبتش تمام شد، من را نگاه کرد و گفت: «حالا امروز باید بنشینم یا بروم»، من گفتم: «نه اتفاقا امروز، روز رفتن است». بعد روزنامهها تحلیل کردند که رییس مجلس از اول میدانست که آقای نوری رأی نمیآورد، لذا گفت: « امروز، روز رفتن است». من در صحبتی گفتم: «این که من گفتم امروز، روز رفتن است». نه به این معنا که وزیر نشوی، منظور این بود که امروز دیگر بعد از صحبت نباید بنشینی، چون رأیگیری است و در رأیگیری خود وزیر نباید بنشیند». تفسیر مطبوعات چنین بود که آقای ناطق از اول میدانسته و سناریو به رهبری او تنظیم شده بود. شعارهایی علیه مجلس و شخص من داده شد از جمله: «مجلس استبداد، مجلس زوری» یا «مجلس زوری نمیخواهیم، ناطق نوری نمیخواهیم».
جالب است که اخیرا (6) آقای شریعتمداری چیزی درباره ی مجلس گفت که صدای همه در آمد که «چرا مجلس را تضعیف میکنی». آن زمان اینها نمیگفتند که چرا مجلس را تضعیف میکنی؟! عدهای از آنهایی که مجلس را تضعیف میکردند، حالا مجلس ششم خودشان مجلس شدند.
استیضاح عطاءالله مهاجرانی
مبنای استیضاح آقای مهاجرانی همان تذکرات رهبری بود و توجیهی که نمایندگان برای استیضاح مهاجرانی داشتند، حرفهای آقا ـ مقام معظم رهبری ـ بود. ایشان چه در شورای انقلاب فرهنگی و چه در دولت ـ تصریح کرده و به خودش خطاب کرده بودند؛ هم چنین به رییس دولت نیز گفته بودند. نمایندگان هم بر مبنای فرمایشات رهبری و اشکالات فراوان در حوزههای فرهنگی و مدیریتی آقای مهاجرانی، استیضاح را امضا و در مجلس مطرح کردند.
ترکیب مجلس از یک اکثریت، اقلیت و تعدادی میانه رو تشکیل میشد. افراد میانه رو، نه این طرف هستند، نه آن طرف. گاهی هواشناسی میکنند که کدام طرف باد میآید، به آن سمت میروند. بعضیها هم مستقلند. به معنای واقعی کلمه، این ها در رأی دادن سرنوشت سازند، یعنی ممکن است که اکثریت صد و بیست نفر باشند و اقلیت هشتاد نفر، یک عده ده تا بیست نفره هم غایبند و سی تا چهل نفر هم مستقلند که اینها هر طرف بروند، معادله را به هم میریزند.
در مورد اسیتضاح در دور اول و دوم مجلس، نظر شورای نگهبان غیر از الان بود که به سود وزارت بود. پیشتر شورای نگهبان معتقد بود که باید رأی اعتماد بگیرند و معنایش این بود که رأی قبلی وزیر «کان لم یکن» است این بار نیز باید رأی بگیرد. هر کس موافق وزیر است، رأی سفید، هر کس مخالف بود رأی کبود میداد و هر کس ممتنع بود با مخالفین جمع میشد و ممتنع مخالف محسوب میشد و این به ضرر وزیر استیضاح شونده بود. در دوره ی سوم یا چهارم، شورای نگهبان تفسیری کرد و گفت: «استیضاح معنایش این نیست، چون وزیر قبلا رای آورده و الان هم وزیر است، معنای استیضاح رأی به عدم اعتماد است، نه رأی به اعتماد، پس اصل در ماندن است. (الا من خرج بدلیل). بنابراین در استیضاح، کارت سفید معنایش موافق استیضاح و افتادن وزیر شد. در حالی که قبلا این نبود و کارت کبود باری کسانی بود که مخالف استیضاح هستند. ممتنع هم طبعا با مخالف استیضاح جمع میشود. بنابراین آن مستقلها (مرددین) آراءشان با مخالفین استیضاح جمع میشد و در نهایت این گونه بود که ایشان رأیش را آورده، البته با فاصلهی کمی، شاید هشت تا ده رأی برای این استیضاح کم بود.
مهم این بود که چپیها که خودشان را خط امامی و ارزشی میدانستند، مخالف استیضاح بودند علیالقاعده چپ ارزشی باید که به استیضاح مهاجرانی رأی میداد؛ چون او اباحهگری را ترویج میکرد؛ اما در ظاهر سیاسی بودن بر ایدئولوژیک بودن غلبه کرد. بعضی از چپهای ارزشی به دفاع از مهاجرانی سخنرانی و حمایت کردند که برای من مایه ی تعجب بود، کسی که خط امامی و ارزشی بود یک دفعه به دفاع از آقای مهاجرانی صحبت کرد. خود آقای مهاجرانی هم خوب صحبت میکرد. بالاخره یک عده هم ممتنع رأی دادند و آقای مهاجرانی رأی آورد.
در حمایت از استیضاح، آقای سید علی اکبر حسینی، آقای تقوی و خانم وحید، خیلی خوب صحبت کردند، البته بعضی از دوستان هم ممکن است که بد سخنرانی کرده باشند، پیشبینی نمیشد که استیضاح رأی نیاورد. هم چنین پیشبینی نمیشد که آن چپهای ارزشی از مهاجرانی دفاع کنند؛ با این که شنیده بودند که مقام معظم رهبری دو سه بار به ایشان تذکر داده، اما میگفتند این ملاک نیست. بالاخره طرفداران استیضاح تصمیم گرفتند که به وظیفه و تکلیفشان عمل کنند؛ به قول«مرحوم آیت» ولو برای ثبت در تاریخ باشد تا آیندگان بدانند که اینها با این نگاه به مدیریت وزارت ارشاد، موافق نبودند.



